کاکتوس، حُسن یوسف، همیشه بهار
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

بعضی از دوست ها مثل یک بوته کاکتوس در یک گلدان زیبا هستند؛

باید از دور که نگاه شان کنی و فاصله ات را حفظ کنی.

همان گاهی گداری که می روی نزدیکشان،

تا سیراب شان کنی، برای هفت پشت شان کافی ست؛

کاکتوس را باید دو هفته یکبار آبیاری کرد!

تازه اگر زیادی هم نزدیکشان شوی،

خار به دستت می رود و زخمی ات هم می کند!

آنوقت دست کم مجبور می شوی به او بگویی لعنتی!

 

بعضی از دوست ها مثل حُسن یوسف اند؛

دوست داشتنی اند و در عین حال ظریف و حساس.

باید هی بهشان برسی،

دور و برشان بچرخی، موسیقی ملایم بگذاری،

مراقب باشی گرمش نشود، سردش نشود،

زیاد در آفتاب نماید،

آب روی برگ هایش نریزد!

آنوقت برگ هایش رنگ به رنگ برایت عوض می شود،

پر و بال می گیرد؛ انرژی می دهد..

اما فقط کافی ست کمی بی توجهی کنی!

قهر می کند؛ می خشکد؛ تمام می شود!

 

بعضی از دوست ها هم،

مثل گل همیشه بهار اند!

گاهی به خواب می روند اما کوتاه و موقت!

به وقت اش غنچه می شوند و به وقت اش باز!

همیشه، برای تو، بهار اند.

چهارفصل اند،

تازه اند،

مورد اعتماد اند،

روح نواز اند،

ماندگار اند،

زندگی اند.

 

اگر می خواهی دوستان ات را برای همیشه نگاه داری،

کافی ست روحیات شان بشناسی!

 

پانوشت: شب خرداد به آرامی یک حادثه از روی سر ثانیه ها می گذرد! (سهراب)


 
← صفحه بعد